|
کجا داریم میریم ؟

"تو هم روزه میگیری ؟!"
"چند تا روزه تو گرفتی ؟!"
"راستی ممد ! تونستی همه ی روزه ها تو بگیری ؟! "
من عادت ندارم توی نوشته هام به کسی بی احترامی کنم ولی... ولی...
ولی خداییش دیگه گندشو درآوردیم... فکر میکنین جمله های بالا برای یه بچه ی چند ساله ست ؟
بچه ها رو دیدین که زورشون نمیرسه روزه بگیرن بلند میشن میرن روزه ی کله گنجشکی میگیرن ؟ همون بچه هایی که دلهاشون از اینکه تونستن روزه بگیرن و در مهمانی خدا شریک بشن شاد میشه ؟ همون بچه هایی که تک تک روزه هایی که توی یک ماه تونستن بگیرن براشون مهمه ؟ همون بچه هایی که تعداد روزه هاشون رو میشمرن و بعدش از بقیه ی بچه ها میپرسن که چند تا روزه تونستن بگیره ؟!
آره همون بچه ها... فکر میکنین سوالای بالا برای این بچه هاست ؟
کور خوندین... بدجوری کور خوندین... این سوالای مزخرف برای هم سن و سالای منه... مردا و زنای گنده، خرس گنده هایی که کارمون شده خوردن و خوابیدن... نکبتایی که تفریح سالممون دنبال خواهر مادر مردم کردن و علافی سر هر کوچه و خیابون کوفتی شده... برای کسایی که برای هر آشغالی حاضریم پول بدیم، برای هر کثافتی حاضریم وقت بذاریم، برای هر نکبتی حاضریم مرام بذاریم، برای هر مراسمی حاضریم هر گهی بخوریم ولی وقتی نوبت نماز و روزه و حجاب و هر چیزی که برای دین هستش میرسه باید بیای نظریه هامون رو بخونی...
اومده از من میپرسه "چند تا روزه ت رو تونستی بگیری ؟!"
خب اگه مریض نشده باشم باید همه ش رو بگیرم دیگه ! این چه سوالیه ؟ این سوال دو تا بچه از همدیگه ست که نمیتونن همه ی روزه هاشون رو بگیرن نه سوال تو و منی که روزه گرفتنمون واجبه و اگه از قصد نگیریمش گناه بزرگی کردیم...
باید بیای ببینی منی که تا دیروز فرق ** و گوشت کوبیده رو حالیم نمیشد چطوری برات نظریه های مختلف دینی و غیر دینی میدم... باید بیای ببینی چطور حاضر میشم برات ساعتها زر مفت بزنم تا یه وقت نمازم رو نخونم یا یه وقت شیکم خراب شده م برای 15 ساعت خالی نمونه... باید بیای ببینی چطور راحت عقاید یه ملت رو به مسخرگی میگیرم، چطور به صورت کاملا فیزیکی و ریاضی برات ثابت میکنم که دین مزخرفه... اصلا برات تبدیل به یه عالم، یه فیزیک دان، یه پزشک (تا بگم شیکم نباید گرسنه بمونه و از لحاظ پزشکی اخ و جیزه)، یه ریاضی دان و یه فیلسوف میشم... برای اینکه... برای چی ؟ برای پول ؟ برای شهرت ؟ برای بزرگی ؟ برای علم ؟
نه عمو ! بالا نرو ! ما آدمای این دوران برای یه آدامس خروس دین تحریف میکنیم و بهشت میفروشیم.... برای چی ؟ برای اینکه یه وقت دولا راست نشم، خودمو حفظ نکنم یا شیکم خراب شده مو خالی نذارم...
سراغ معنویاتش نمیرم... اصلا ! معنویت ؟! من و معنویت ؟ آشغالی مثل من بخواد از این چیزا صحبت کنه ؟
نه...نه...نه...
فقط باید بیای و ببینی چه تلاشی میکنیم... کار میکنیم ؟ که چی ؟
از کی تا حالا کار کردنمون شده دلیل و بهانه ایی برای پیچوندن روزه ؟!
داستان خوات بن جبیر رو میدونی ؟ پیرمردی که معروفه آیه ی 187 سوره ی بقره بخاطر حال اون نازل شده ؟ میدونی چی کار کرده ؟ یه پیرمرد ضعیف بوده، با ناتوانی روزه میگرفته و روزها برای حفر خندق اطراف مدینه همراه پیامبر و دیگر مسلمانها با زبون روزه کار میکرده...
اونطوری که از روایات میاد انگار قبل از نزول این آیه، مسلمانها فقط حق داشتند قبل از خواب شبانه غذا بخورن و اگر مثلا ساعت 10 شب خوابشون میبرد و ده و نیم بیدار میشدن، دیگه حق غذا خوردن تا فردا افطار رو نداشتن...
این اتفاق برای خوات میفته و وقتی بیدار میشه غذایی که همسرش براش آورده بوده رو نمیخوره و فردا صبح بلند میشه و میره سر کار... وسط کارش بوده که از شدت خستگی و گشنگی بیهوش میشه...
پیامبر این صحنه رو میبینه و خیلی غمگین میشه و همین لحظه بوده که آیه ی 187 سوره ی بقره نازل میشه...
این فقط یه مثال بود... یه مثال از مردی که در گرمای عربستان، زیر آفتاب، با زبون روزه داشته خندق میکنده... جوون 20 ساله هم مثل ماها نبوده که جون خندق کندن داشته باشه... یه پیرمرد لاجون بوده...
ولی قشنگیش اینجاست... درسش اینجاست... که این پیرمرد به هیچ دلیلی روزه ش رو کنار نذاشت... خداش رو کنار نذاشت...
بعدش پسره ی خرس گنده با کرواتش بلند میشه میره توی شرکتی که از هر در و دیوارش یه کولر گازی آویزونه... اونوقت به بهانه ی اینکه "روزه نمیذاره کار کنی..."، به قول خودش خدا رو میپیچونه ! یه وقت مانیکورت دیر نشه زی زی ! یه وقت شیکمت قار و قور نکنه ؟ یه وقت درد فقیرا و بیچاره هایی که بعضا چند روز غذا نمیخورن رو تجربه نکنی مامانم اینا ؟
چند روز پیش دو نفر داشتن صحبت میکردن و منم صحبتشون رو شنیدم... یکیشون بعد از اظهار افتخار از اینکه روزه نمیگیره به اون یکی میگه : "تو چند تا روزه پیچوندی؟!" انگار جزو افتخارات رفیقشه !
آدم به این میگه دوست ؟ آدم به این میگه برادر دینی ؟ آدم به این چی میگه ؟
آخه اسکل ! کیو داری میپیچونی ؟! رئیس شرکتته ؟ باباته ؟ ننته ؟ زنته ؟ آخه مگه خدا رو میشه پیچوند ؟
همچین از پیچوندن حرف میزنه، انگار به یکی از موفقیتهای سرنوشت ساز زندگیش دست پیدا کرده...
حرفهای بعدیش رو باید بشنوی : " حاجی ! فقط منتظرم یکی بهم بگه که چرا روزه نمیگیری ؟ بهش میگم به تو هیــــــــــــــچ ربطی نداره !"
اینم نمونه ی جوونای امروز ما هستش... این منم...
فقط یه کم عقیده و ایده شون رو به چالش بکش، همین کافیه تا شروع کنن یا بهت بگن "به تو چه ؟!" یا "دوست دارم" یا اینکه برات آسمون ریسمون به هم ببافن، نظریه های نیشه (نیچه) و هر کوفت زهرماری برات بگن تا یه وقت روزه شون رو نگیرن و نمازشون رو نخونن...
به کجا داریم میریم ؟ کدوم خراب شده ایی رو هدف قرار دادیم ؟
وقتی تفریحمون چیزی جز آشغالیجاتی به نام "فارسی 1" و هر کوفت و زهرماری شبیه این باشه، زیاد هم عجیب نیست که توی این لجن دست و پا بزنیم... بابائه به بچه ش میگه "آشغال رو تو ماشین ننداز... بیرون بنداز تو خیابون !"
این چیزی غیر از یه منافقه ؟ مگه منافق هیولای بی شاخ و دمه ؟ مگه باید حتما تفنگ دستش باشه یا تو خیابون راه بیفته شعار بده ؟!
نه حاجی ! همینه... منی که به بچه م یاد میدم خونه ش رو خوب نگه داره ولی گند بزنه به جامعه ش بره پی کارش، یه منافقم...
ساعتها میشینن پای ماهواره، صدا سیما و هر کوفتی که بهشون ارائه بدی... یه بار هم سوال نمیپرسیم... که آخه این چیه ؟
اون *فارسی 1* هم که شده میعادگاه زنای خونه دار... چی یاد میده ؟ خیانت به شوهر و خانواده... خیانت به همسر و خانواده... روابط نامشروع با هر الاغی که اینقده بی دین و خر هستش که به تو پا بده یا تو به اون پا بدی...
هی زر مفت میزنن میگن تهاجم فرهنگی، تهاجم فرهنگی... آخه چیزیم ازش مونده ؟
وقتی که تفریح سالم بچه هامون شده باشه How I Met Your Mother عجیب نیست که ببینیم خانواده هامون داره از هم میپاچه، زن و شوهرها دنبال طلاق و طلاق کشی هستن و این وسط بچه های بیچاره چیزی جز یه آینده ی سوخته ندارن...
خوب دارن بازیمون میدن... رابرت ماردوک بی پدر و رئیس *فارسی 1* و یهودی استرالیایی خوب فهمیده که اگه بخواد ایران رو با خاک یکی کنه با موشک نمیتونه اینکار رو بکنه... این عوضیا خیلی وقته که خوب فهمیدن که ملت ایران و فرهنگ و تمدن اسلامی ایران، با بمب هیدروژنی و اتمی نابود نمیشه...
چی باید خراب شه ؟! مهمترین بنیان یک جامعه ی اسلامی... بنیانی که اگر کسی بخواد خرابش کنه (مثلا با زنای محسنه) مجازاتش مرگه... کدوم بنیان ؟ خانواده...
چه راهکاری بهتر از این که زنها و بچه ها و مردهای این خانواده ها که مثل یه مشت نفهم پای تلویزیون میشینن رو خراب کنیم ؟ اگه اینا خراب بشه، چیزی برای ایران نخواهد موند... خانواده هاش به همون سستی خانواده های آمریکایی خواهند شد... و اینطوری... یک ملت نابود خواهد شد...
خوب خر شدیم و هنوز نفهمیدیم... ساعتها وقت پای FaceBook... برای چی ؟ دوست یابی ؟ برای تویی که سریع با این مزخرفات خام میشی اسمش دوست یابی هستش... قانون Patriot Act رو بخون آخه... سهامدارای Facebook رو یه نگاه بنداز... یه چیزی در مورد Semantic Web بخون آخه... و یه کار دیگه هم بکن... سعی کن Userت و اطلاعات زندگیت رو که توی FaceBook ریختی و مفت مفت دادی دست بیگانه، غیرفعال کنی... ببین چی میشه !
Lady Gaga ؟! هیچوقت برات عجیب نبوده که چطور یه دفعه اینقده معروف شد ؟ هیچوقت تا حالا از خودت پرسیدی که معنا و مفهوم Visual شوهای عجیبش چی هستن ؟
Taylor Swift ؟! یه پیشنهاد... یه بار دیگه برو مراسم MTV 2009 رو ببین... ببین که چی شد یه دفعه Taylor Swift بالا رفت...
فکر کنین ! جان مادرتون از کنار چیزی راحت نگذرین... به خدا داریم بازی داده میشیم و خودمون نمیفهمیم...
یه متن درست و حسابی دارم برای این موضوع مینویسم و این یکی فعلا مقدمه ایی برای متن اصلی خواهد بود... اگه نظریه ها و عقایدی دارین که باهاش میخواین نماز و روزه رو بپیچونین، ازتون خواهش میکنم، ازتون تمنا میکنم، به پاتون میفتم : نظراتون رو برای خودتون نگه دارین، باهاش زندگی کنین و باهاش بمیرین... ولی سعی نکنین اینجا بنویسینش... چرا که من اسم دومم "ممد دیکتاتور" هستش و با نظریه هایی که میخواد نماز و روزه و چیزهایی مثل این رو بپیچونه مثل قرون وسطایی ها رفتار میکنم... چیکار کنم دیگه... هر کسی نقایصی داره که فکر میکنه خوبه ولی خیلی بده ! باید با این دیکتاتوری من سر این موضوع کنار بیاین !
|